باز هم محصولاتي براي زيبايي پوست شما
با قيمت هايي كه برايتان به صرفه هست
دوستان عزيز ، اول مزاياي محصولات را مشاهده كنيد و بعد تصميم بگيريد. با كليك بر روي محصولات صفحه ي اصلي باز شده و محصولات به شما معرفي مي شود و آن وقت
تنها با 9500 تومان هم براي طولاني مدت از شر مو هاي زائد خلاص شويد و هم پوستي لطيف و زيبا داشته باشيد.
( 1 بسته داراي 20 نوار موبر مي باشد )
ريش تراش سه تيغه ي فيليپس
محصولي شناخته شده كه هم مرغوبيت بيشتري دارد و هم ارزانتر هست.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 7:16  توسط مهدي
|
دو محصول الكترونيكي رو بهتون معرفي مي كنم كه خيلي هم قيمتشون مناسبه
دوستان
عزيز ، اول مزاياي محصولات را مشاهده كنيد و بعد تصميم بگيريد. با كليك بر
روي محصولات صفحه ي اصلي باز شده و محصولات به شما معرفي مي شود و آن وقت
"حق انتخاب با شماست"
ميكروفن مراقب تلفني
ميكروفن مخفي بيسيم
+ نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 23:50  توسط مهدي
|
+ نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 19:18  توسط مهدي
|
فروشندگان محترم ميتونين محصولاتتون رو به
راحتي در اينترنت بفروشين ؛ فقط كافيه كليك كنين
كليك كنيد
+ نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 6:45  توسط مهدي
|
براي آشنايي با يكي از بهترين سايت هاي كسب در آمد فقط كافي ست كليك كنيد تا ساده ترين روش كسب در آمد رو از اينتر نت ببينيد.
امتحان شده و كاملا معتبره و ثبت
نامش هم كاملا رايگانه
كليك كنيد
+ نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 6:27  توسط مهدي
|
2 تا صحيفه ي سجاديه بهتتون معرفي مي كنم
صحيفه ي سجاديه با فرمت جاوا با حجم كم
دانلود
صحيفه ي سجاديه براي رايانه و موبايل با حجم كم(204 kb )
دانلود
+ نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 6:17  توسط مهدي
|
*مي گفت: بيدي نيستم كه با اين بادها بلرزم
راستي چرا شكست...؟!
*اين روزها " به مرگ طبيعي مردن " هم غير طبيعي شده است
* در دلش خانه داشتم، اما نشاني خانه ام را نمي دانست
* به ساعت نگو كي قرار داري، از حسودي خوابش مي بره
* نمايشگاهي از نقاشي هايش را نگاه مي كرد؛
پير مرد تابلو صدايش كرد: استاد، تو چقدر پير شدي...!
ُ* كسي كه از زندگي زيادي جلو مي زند به مرگ هم زيادي نزديك مي شود
* محبت لغت نامه عشق است...
* آنقدر در چشمانش نااميدي موج مي زد كه ساحل دلم پر غم شد
* براي آن كه در وقتش صرفه جويي كند، ساعتش را خاموش مي كند
* آن قدر دير به حرف هايم رسيد كه پليس جريمه اش كرد
* بعضي كارگاه شكلات سازي مي زنند، بعضي هم كارخانه مشكلات سازي...
* هنوز هم هر شب خواب مي بينم كه از خواب بيدار شده ايم
* بس كه تنها بود سايه اش هم تنهايش گذاشت
* گذشتم از گذشتم...
* چون رديفش بيست بود، هميشه ته ليست بود
* پاييز است و از مهر مي گذرم و پيش رويم بي مهري است
* عروس دريايي مي پرسد: اشك كدام عاشق آب دريا را چنين شور كرد...؟!
* يكي پول خرج ميكند كه برود دربند، يكي هم پول خرج مي كند كه نرود دربند
* چشمانش از شوق ديدار پر از اشك بود، آسمان خدا هم باريد
شوق ديدار لرزه بر اندامش انداخته بود كه زمين خدا هم لرزيد...
* يك پايش شكسته بود و تكيه به جايي نداشت، دلخوشي اش اين بود كه صندلي شاعر شده است...
* فرياد مي زد: تخته جمشي پانصد تومان...!
* براي اينكه حرفام براش عادي نباشه، با پست سفارشي فرستادمشون
* بعضي در 40 سالگي عاقل مي شوند و بعضي غافل
* بذار حيات خلوت دلم پشت بوم دل تو باشه...
* بس كه آجيل مشكل گشا گرون شده در خريدنش دچار مشكل شدم...
* مشكل بعضي ها در اين است كه مشكلي ندارند...
* بعضي براي كار زندگي مي كنند و بعضي ها هم براي زندگي كار
* بس كه آينه دلش كثيف بود، حرف دلم را نمي ديد...
* نيمي خواب و نيمي بيدارم، نيمي انسان و نيمي فرشته ام و همواره از تو نوشته ام. گريه ها و خنده ها، بال هاي پرنده ها، هرچه بود و هرچه هست، لحظه هاي بي شكست، قصه هاي واپسين، عشق هاي آتشين، آفتاب و آسمان و قلب هاي مهربان جلوه اي از حضور توست.
نيمي آواز و نيمي سكوتم، نيمي نور و نيمي سوت و كورم و همواره از تو دورم. به رنگين كمان كه مي نگرم، به عطر هاي بيكران كه دست مي زنم از تو دورتر مي شوم. اين همه فاصله چگونه تاب بياورم...؟ كاش مي توانستم براي شبهاي وحشي ام كمي مهتاب بياورم.
كدام كتاب را بخوانم؟ كنار كدام خوشه انگور بمانم؟ به سوي كدام اقيانوس پارو بزنم؟ چه كنم با مظلوميت پيراهنم؟ كدام سيب بوي دهان تو را دارد؟ بوي عشق و مهرباني را؟ در چشم چه كسي تصوير تو شفاف تر مي نشيند؟ چه كسي روز و شب تو را از هر پنجره اي كه دلش بخواهد مي بيند...؟
وقتي با توام چراغ اتاقم خاموش نمي شود و هيچ خاطره اي فراموش نمي شود. وقتي با توام ملكوت در دست هاي كوچك من است و مي توانم به همه فرشتگان فخر بفروشم.
نيمي سلام و نيمي بدرودم، نيمي كوير و نيمي رودم و ديشب با از تو سرودم
همه ستاره ها به زمين، به ديدار اين دل غمگين آمدند...
* خاك، موسيقي احساس تو را مي شنود...
* پشت درياها شهري است...
* صداي آب مي آيد، مگر نه در نهر تنهايي چه مي شويند...؟!
* سفرهايي تو را در كوچه هاشان خواب مي بينند
* بالش من پر آواز پر چلچله هاست...
* بيا تا برايت بگويم چه اندازه نهايي من بزرگ است...
* بيا زندگي را بدزديم، آن وقت ميان دو ديدار قسمت كنيم
* بيا آب شو مثل يك واژه در سطر خاموشيم...
* بيا ذوب كن در كف دست من جرم نوراني عشق را...
* تكه ناني دارم، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي...
* من مسلمانم
قبله ام يك گل سرخ، جانمازم چشمه، مهرم نور، دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم...
* باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آينه بود...
* تا ته كوچه شك، تا هواي خنك استغنا، تا شب خيس محبت رفتم...
* نردباني كه از آن، عشق مي رفت به بام ملكوت...
* من كتابي ديدم، روشنايي مي برد...
* فتح يك كوچه به دست دو سلام...
* من با تاب، من با تب
خانه اي در طرف ديگر شب ساخته ام...
* آشنا هستم با سرنوشت تر آب، عادت سبز درخت...
* من نديدم بيدي، سايه اش را بفروشد به زمين...
* من به سيبي خوشنودم، و به بوئيدن يك بوته بابونه...
* زندگي چيزي نيست، كه لب طاقچه عادت، از ياد من و تو برود...
* پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين مال من است...
* شب يك دهكده را وزن كنيم، خواب يك آهو را...
* در نبنديم به روي سخن زنده تقدير كه از پشت چپرها صدا مي شنويم...
* ساده باشيم چه در باجه يك بانك، چه در زير درخت...
* روي ادراك فضا، رنگ، صدا، پنجره، گل نم بزنيم...
+ نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 0:3  توسط مهدي
|